اختلالات رفتاری بهترین تکنیک های رفتار درمانی
در این مطلب دوازده تکنیک برتر رفتار درمانی را برای شما توضیح می دهیم. این تکنیکها عبارتاند از: 1. حساسیتزدایی سیستماتیک 2. غرقهسازی 3. شکلدهی 4. مدلسازی 5. پیشگیری و مهار پاسخ 6. بیزاری 7. تکنیکهای خودکنترلی 8. مدیریت اقتضایی 9. آموزش قاطعیت 10. تمرین منفی 11. قراردادها و 12. ذهن آگاهی
1- حساسیتزدایی سیستماتیک
یکی از فرایندهایی که به شدت به شرطیسازی کلاسیک متکی است، حساسیتزدایی سیستماتیک است.
حساسیتزدایی سیستماتیک شکلی از مواجههدرمانی است که تکنیکهای آرامسازی را با درمعرض قرار گرفتن تدریجی ترکیب میکند تا حساسیت فرد را نسبت به موقعیتهای اضطرابزا کاهش دهد.
این روش میتواند در رفع بسیاری از ترسها، ازجمله اضطراب اجتماعی، آگورافوبیا (نوعی فوبیا که باعث ترس بیشازحد از موقعیتی خاص مثل فضای بسته یا دور ماندن از خانه میشود)، استرس پس از سانحه، آراکنوفوبیا (ترس از عنکبوت) و ترس از ارتفاع مؤثر باشد. قالب حساسیتزدایی سیستماتیک، شناسایی ترسهایی است که ممکن است منجر به رفتارهای اجتنابی شوند و بهآرامی برای غلبه بر آنها کار میکند.
فردی که دارای اضطراب اجتماعی است ممکن است ارائه یک سخنرانی را بهعنوان موقعیتی ترسناک با «سطح استرس 10» در نظر بگیرد. پس از تعریف آن ترس، رفتاردرمانگر به بیمار کمک میکند تا مقیاسی از ترسهای اضطراب اجتماعی را شناسایی کند. بهعنوان مثال، ترس «سطح 1» ممکن است دست دادن با یک غریبه باشد. سپس درمانگران در طول جلسات برنامههای درمانی را تعیین کرده و با بیمار کار میکنند تا بهتدریج با ترسهای بزرگتر مواجه شود. بیمار کمکم با تمرین میتواند بهراحتی بر ترسهای سطح 10 غلبه کند.
در طول فرایند، درمانگر تلاش میکند تا اطمینان حاصل کند که بیمار آرام است، بنابراین وقتی با محرکهایی (مانند دست دادن با کسی) مواجه میشود، فقدان ترس برای مقابله با فوبیا عمل میکند. با گذشت زمان، بیمار تجربیات منفی ناشی از مواجهه با ترس یا فوبیای خود را پیشبینی نخواهد کرد.
همانطور که از نام این تکنیک پیداست، این فرایند «سیستماتیک» است و به موجب آن هر مرحله به وضوح تعریف میشود و فرد باید به هر مرحله به ترتیبی که برای مؤثر بودن گفته شده است، دست یابد. سه مرحله در حساسیتزدایی سیستماتیک عبارتاند از:
- آموزش آرامش به بیمار: فرد با تکنیکهای تمدد اعصاب مانند مدیتیشن و ذهنآگاهی آشنا میشود.
- ایجاد سلسله مراتبی از موقعیتهای اضطرابآور: درمانگر با کمک بیمار تمام موقعیتهایی را که باعث اضطراب بیمار میشوند، فهرست میکند. سپس موقعیتهای مختلف را درجهبندی میکند.
- مواجهه بیمار با موقعیتهای مختلف: درنهایت، پس از ایجاد فهرست و شناسایی محرکها، بیمار به تدریج درمعرض ترسهای خود قرار میگیرد. درمانگر او را تشویق میکند از تکنیکهای آرامشبخشی که در گام اول آموخته است برای مبارزه با اضطراب خود استفاده کند. در این روش بیمار ابتدا درمعرض ترسهایی که کمترین اضطراب را ایجاد میکنند، قرار میگیرد و کمکم موقعیتها ترسناکتر و اضطرابآورتر میشوند.

2- غرقهسازی (درونپاشی)
غرقهسازی روش استاندارد دیگری است که برای درمان فوبیا استفاده میشود و نوع دیگری از مواجههدرمانی است.
غرقهسازی شامل قرار دادن بیماران درمعرض یک شی یا موقعیت ترسناک به روشی غیردرجهبندیشده و بدون تلاش برای کاهش اضطراب است. برخلاف حساسیتزدایی سیستماتیک، در این روش هیچ تکنیک آرامسازی قبلیای به بیمار آموزش داده نشده و معمولاً بهصورت غیردرجهبندیشده یا بهصورت سلسله مراتبی معکوس (از محرکهای ترسناکتر به سمت محرکهایی که کمتر باعث هراس بیمار میشوند) انجام میشود. این روش بر این فرض استوار است که فردی که درمعرض منبع ترس خود قرار میگیرد، ممکن است در ابتدا دچار هراس و اضطراب شود اما با گذشت زمان بدن دورهای از خستگی را تجربه میکند و این مسئله باعث کاهش سطح اضطراب او میشود.
بیمار برای مدتزمانی طولانی (بهمدت 40 تا 60 دقیقه در مقایسه با 10 تا 20 ثانیه مورداستفاده در حساسیتزدایی) درمعرض ایدهها یا صحنههای ترسناک در حالت فانتزی قرار میگیرد. اضطراب بیمار در حین این روش درمانی تقریباً به حداکثر سطح میرسد. بهعنوان مثال، بیمار بهتنهایی در اتاقی با عاملی که به آن فوبیا دارد (مثلاً گربه) قرار میگیرد و باید در آنجا بماند تا ترس او از بین برود.
اعتقاد بر این است که اگر اجتناب مجاز نباشد، ترس بهدلیل خستگی عاطفی یا عادت کردن به شرایط کاهش مییابد. یکی دیگر از دلایل احتمالی موفقیت، آزمایش واقعیت توسط بیمار از موقعیت است که به موجب آن او متوجه میشود ترس کمتری از عاملی که به آن فوبیا دارد، حس میکند.
غرقهسازی و حساسیتزدایی سیستماتیک در درمان فوبیا استفاده میشوند. اما در اختلال وسواسیاجباری نیز مؤثر هستند. غرقهسازی را میتوان بهصورت گروهی مورداستفاده قرار داد؛ زیرا با کاهش بازداریها، باعث افزایش تعاملات اجتماعی میشود.
در بیماران مبتلا به اختلالات قلبیعروقی یا بیمارانی که همکاری نمیکنند یا دچار حملات پانیک میشوند، از غرقهسازی استفاده نمیشود.
3- شکل دهی
در این روش درمانی رفتارهای بیمار بهصورت تدریجی و سلسله مراتبی دستخوش تغییر قرار میگیرند. هنگام استفاده از روش شکلدهی، رفتارهای مثبت تقویت شده و رفتارهایی که نامطلوب هستند تقویت نمیشوند. روش شکلدهی در بسیاری از موقعیتهای دیگر مانند توانبخشی کودکان معلول جسمی با رفتار عصبی یا اوتیسم و غیره نیز مفید است.
4- مدلسازی
مدلسازی به کسب رفتارهای جدید ازطریق فرایند تقلید اشاره دارد. در این شکل از درمان، بیمار به مشاهده رفتارهای شخصی دیگر (مانند درمانگر) میپردازد و رفتارهایی را میبینید که انجام آن برای خودش دشوار است.
مدلسازی اغلب با تکنیکهای دیگری مانند غرقهسازی و ایفای نقش، بهویژه در درمان اختلالات فوبیا و وسواسیاجباری، استفاده میشود. اما این روش درمانی بهطور گسترده برای توسعه مهارتهای اجتماعی یا افزایش ابراز وجود کاربرد دارد.
5- پیشگیری از پاسخ و خویشتنداری
هنگامی که این روش با غرقهسازی ترکیب میشود، درمان انتخابی برای اختلال وسواسیاجباری است. این تکنیک شامل قرار دادن بیمار درمعرض یک جسم آلوده مانند حوله کثیف و متعاقباً جلوگیری از انجام مراسم پاکسازی معمول است. مدلسازی (مثلاً لمس جسم آلوده توسط درمانگر و سپس خوردن چیزی) نیز ممکن است با این روش ترکیب شود.
گاهیاوقات پیشگیری از پاسخ را میتوان مستقیماً ازطریق محدودیت فیزیکی به دست آورد. بهعنوان مثال برای فردی که انگشت شست خود را میمکد از دستکش استفاده شود. توقف فکر گاهی برای کنترل افکار وسواسی با ترتیب دادن یک نفوذ ناگهانی (مثلاً کوبیدن یک نوار الاستیک روی مچ دست) انجام میشود. این رفتار صرفاً باعث حواسپرتی میشود.
6- بیزاریدرمانی
این روش درمانی شامل ایجاد احساسی ناخوشایند در بیمار است. در این روش معمولاً از درد همراه با محرک استفاده میشود. بیزاریدرمانی برای درمان رفتارهایی که برای بیمار یا دیگران عواقب جدی دارند و برای مدت کوتاهی قابلتحمل نیستند مانند خودآزاری یا سوء استفاده جنسی از کودکان، استفاده میشود. همچنین این روش درمانی برای کاهش یا حذف الگوهای رفتاری نامطلوب استفاده میشود و معمولاً برای افرادی که عادت به سوءمصرف مواد دارند، کاربرد دارد.
در روش بیزاریدرمانی به افراد آموزش داده میشود که رفتاری را که برای آنها خوشایند اما ناسالم است، با ناراحتی و احساسات ناخوشایند مرتبط کنند. این حالت باعث میشود آنها نسبت به آن رفتار احساس بیزاری پیدا کنند.
در طول این درمان، فرد درمعرض رفتار نامناسب خود مانند قمار، مصرف الکل یا مواد مخدر قرار میگیرد و این رفتار با احساسات ناخوشایند همراه میشود. احساسات ناخوشایند کمکم باعث بیزاری فرد از آن رفتار میشود.
درمانگر برای کسانی که با سوءمصرف الکل دستوپنجه نرم میکنند، از بیزاریدرمانی شیمیایی استفاده میکند. در این حالت، پزشک ابتدا دارویی را تجویز میکند که باعث تهوع یا استفراغ شده، پس از آن مقداری الکل به فرد میدهد که باعث بیماری میشود. این کار تا زمانی تکرار میشود که «الکل حال بیمار را بد میکند» و فرد را از ولع خوردن باز میدارد.

7- تکنیکهای خودکنترلی
همه درمانهای رفتاری بیماران را تشویق میکند تا کنترل رفتار و احساسات خود را بیاموزند. در تکنیکهای خودکنترلی چنین یادگیریای هدف اصلی است. این درمانها فاقد روشهای خاصی هستند که به علائم فردی هدایت میشوند. درعوض، آنها تلاش میکنند توانایی بیمار را برای تلاش در جهت تغییر رفتارش افزایش دهند.
تکنیکهای خودکنترلی شامل دو مرحله هستند که در ادامه به توضیح آنها میپردازیم:
- نظارت بر خود: در این روش از بیمار خواسته میشود رفتارهای خود را ثبت کند. بهعنوان مثال از بیمار مبتلا به پرخوری عصبی خواسته میشود دفعات پرخوری و استفراغهای بعدی را ثبت کرده و هرگونه ارتباط بین پرخوری و رویدادهای استرسزا را یادداشت کند. هنگامی که بیمار رفتار مشکلدار خود را شناسایی کند، میتواند به کنترل خود بپردازد.
- ارزیابی خود: بیمار به ثبت پیشرفت خود میپردازد. این کار به ایجاد تغییر کمک میکند و باعث تشویق بیمار میشود.
8- مدیریت اقتضایی
این روش درمانی بر این اصل استوار است که اگر رفتار ادامه یابد، با برخی از پیامدها آن تقویت میشود و اگر این پیامدها قابل تغییر باشند، رفتار نیز باید تغییر کند. در این درمان فرض بر این است که تقویتکنندههای مثبت مربوطه معمولاً اجتماعی هستند. آنها شامل ابراز تأیید و عدم تأیید توسط افراد دیگر و اقداماتی است که برای بیمار لذتبخش و پاداشدهنده میباشند.
مدیریت مشروط چهار مرحله دارد که در ادامه توضیح داده شدهاند:
- رفتاری که باید تغییر کند، تعریف میشود و فرد دیگری (مثلاً یک پرستار درمورد بیمار اسکیزوفرنی) برای ثبت آن آموزش میبیند.
- وقایعی که بلافاصله پس از این رفتار اتفاق میفتند باید شناسایی شوند. بهعنوان مثال، توجه پرستار به بیمار اسکیزوفرنی در هنگام فریاد بیشتر از زمان سکوت است.
- تقویتکنندههای جایگزین ابداع میشوند. بهعنوان مثال بیمار در مقابل رفتار مطلوب پاداش دریافت میکند.
- کارکنان یا بستگان باید آموزش ببینند تا بلافاصله پس از انجام رفتار مطلوب، این تقویتها را ارائه دهند و در مواقع دیگر از آنها خودداری کنند.
اقتصاد توکنی
در این روش درمانی اگر فرد رفتارهای مطلوبی از خود بروز دهد توکن (پاداش) دریافت میکند و اگر رفتارهای نامطلوب نشان دهد توکن از دست میدهد. این پاداشها میتوانند شامل اسباببازی، خوراکی و ... باشند.
مدیریت مشروط برای بیماران اسکیزوفرنی، بزرگسالان معلول ذهنی، اختلالات رفتاری در کودکان و غیره استفاده میشود.

9- جرأتآموزی و قاطعیت
جرأتآموزی به فرد میآموزد چگونه با جسارت و اعتمادبهنفس بیشتری رفتار کند. یک فرد قاطع، مدافع قوی حقوق خود و دیگران است، اما از تجسم ویژگیهای تهاجمی مانند پرخاشگری و خودخواهی پرهیز میکند.
در افراد افسرده مزمن، مضطرب اجتماعی استفاده شده و در ابراز احساس خشم محدود می شود. همچنین بر اساس اصل بازداری متقابل است (همانطور که درمورد حساسیتزدایی سیستماتیک بحث شد). برای تشویق بیان مستقیم افکار و احساسات به نحوی که به لحاظ اجتماعی مناسب باشند طراحی شده است.
10- تمرین منفی
برخی از مشکلات مانند تیک، لکنت زبان، مکیدن شست، جویدن ناخن و غیره را میتوان درصورت تکرار عمدی این رفتار کاهش داد. بررسیها نشان دادهاند که بازداری با تمرین مداوم بیشتر میشود. در تکرار، بازداری واکنشی با رفتار همراه میشود که سپس کاهش مییابد.
11- قراردادها
اغلب زمانی اتفاق میفتد که پیامدهای تقویتکننده رفتار بیمار تحت کنترل شخص دیگری است. بهعنوان مثال، والدینی که مایلند کودک به شیوهای خاص رفتار کند، میتوانند دقیقاً بیان کنند که اگر کودک چنین رفتاری داشته باشد، چه پاداشی به او داده خواهد شد.
درمانگر ممکن است بهعنوان داوری بیطرف در هنگام تنظیم قرارداد و زمانهایی که مشکلی ایجاد میشود، عمل کند.
12-ذهنآگاهی (MBSR)
کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی تکنیکی درمانی است که در آن بیماران در تمرینات هفتگی مانند مدیتیشن و یوگا شرکت میکنند تا استرس خود را کاهش دهند. این روش درمانی روشی محبوب برای کمک به افراد مبتلا به اضطراب، افسردگی، درد مزمن، اعتیاد، اختلالات ایمنی، فشار خون بالا و ... است.
این رویکرد به افراد کمک میکند در زمان حال زندگی کنند و تمرکز مداوم بر گذشته یا آینده نداشته باشند. ذهنآگاهی به جنبههای مختلف زندگی بیمار وارد میشود تا با استرسهای داخلی و خارجی به شیوهای مثبتتر ارتباط برقرار کند.
کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی اغلب بهعنوان روشی مکمل در کنار سایر روشهای درمانی استفاده میشود و به افراد کمک میکند به مقابله با انواع ناراحتیهای روحی و جسمی بپردازند.
شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی (MBCT)
ذهنآگاهی ابزاری قدرتمند برای مدیریت افسردگی است، بهویژه هنگامی که با درمان شناختیرفتاری همراه میشود. شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی بر اصول شناختدرمانی با استفاده از تکنیکهایی مانند مراقبه ذهنآگاهی استوار است تا به افراد بیاموزد که آگاهانه به افکار و احساسات خود توجه کنند بدون اینکه قضاوتی درمورد آنها داشته باشند.
تعدادی از تکنیکها و تمرینهای ذهنآگاهی وجود دارند که بهعنوان بخشی از شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی استفاده میشوند. برخی از این موارد عبارتاند از:

- مدیتیشن: افراد ممکن است مدیتیشن هدایتشده را تمرین کنند که به آنها کمک میکند تا آگاهی بیشتری از بدن، افکار و تنفس خود کسب کنند.
- ورزش اسکن بدن: این تمرین شامل دراز کشیدن و آگاهی و توجه به نواحی مختلف بدن است. افراد معمولاً از انگشتان پا شروع کرده و به سمت بالا حرکت میکنند تا زمانی که به بالای سر برسند.
- تمرینات ذهنآگاهی: ذهنآگاهی شامل آگاهی بیشتر از لحظه حال است. این چیزی است که میتوان در طول مدیتیشن تمرین کرد، اما افراد میتوانند این فعالیتها را در کارهایی که هر روز انجام میدهند نیز بگنجانند.
- کشش ذهنآگاهی: این فعالیت شامل کشش ذهنی است تا به آگاهی بدن و ذهن کمک کند.
- یوگا: شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی همچنین ممکن است افراد را تشویق به انجام حرکات مختلف یوگا کند. این حرکات میتوانند به تسهیل کشش ذهنی بدن کمک کنند.
فواید رفتاردرمانی
رفتاردرمانی بهطور گسترده مورد استفاده قرار میگیرد و اثربخشی آن در درمان بسیاری از بیماریهای مختلف ثابت شده است. درمان شناختی رفتاری (CBT) یکی از روشهای مؤثر است که اغلب بهعنوان «استاندارد طلایی» در درمان بسیاری از اختلالات در نظر گرفته میشود. همچنین، «بازیدرمانی شناختی رفتاری» بهطور اختصاصی میتواند برای کودکانی که سایر انواع درمان برایشان مؤثر نبودهاند، مفید واقع شود.
رفتاردرمانی شناختی اغلب مقرونبهصرفهتر از سایر روشهاست و نتایج آن معمولاً بین 5 تا 20 جلسه مشاهده میشوند. تحقیقات نشان دادهاند که CBT برای درمان موارد زیر بیشترین اثربخشی را دارد:
- مشکلات کنترل خشم
- اضطراب
- بولیمیا (پراشتهایی عصبی)
- افسردگی
- اختلال علائم جسمانی
- استرس
- سوءمصرف مواد
علاوهبراین، رفتار درمانی به افراد در موارد زیر کمک میکند:
- بهبود ارتباطات
- استراتژیهای مقابلهای (سازگاری)
- الگوهای فکری سالمتر
- عزتنفس
میزان اثربخشی رفتاردرمانی
میزان موفقیت رفتاردرمانی به عواملی مانند نوع خاص درمان و نوع بیماری بستگی دارد. بهطور کلی، تحقیقات نشان دادهاند که تقریباً 67 درصد از افرادی که رواندرمانی را امتحان میکنند، نوعی بهبود مثبت را تجربه مینمایند. این بدان معنا نیست که CBT تنها راه درمان بوده یا برای هر موقعیتی بهترین انتخاب است.
بهعنوان مثال، اختلالات اضطرابی شامل اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، اختلال پانیک (هراس)، اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) و فوبیاها (ترسهای مرضی) اغلب به خوبی به درمانهای رفتاری پاسخ میدهند. بااینحال، اثربخشی CBT در درمان سوءمصرف مواد بسته به نوع ماده مصرفی متفاوت است. همچنین نشان داده شده است که CBT بر برخی علائم اسکیزوفرنی اثرات مفیدی دارد، اما در مقایسه با سایر درمانها، تأثیری در کاهش دفعات بازگشت بیماری یا بستری شدن در بیمارستان نشان نداده است.
محدودیتهای رفتار درمانی
رفتاردرمانی مزایای زیادی دارد، اما همیشه بهترین راهکار نیست. محدودیتهای این روش درمانی شامل موارد زیر هستند:
- برای شرایط پیچیده روانی کافی نیست: در درمان اختلالات شدیدی مانند افسردگی حاد یا اسکیزوفرنی، رفتاردرمانی اغلب باید همراه با دارو و سایر درمانهای پزشکی استفاده شود. این روش به مدیریت جنبههای خاصی از بیماری کمک میکند اما نباید بهتنهایی به کار رود.
- ممکن است به ریشهها نپردازد: درمانهای رفتاری تمایل دارند بر مشکلات فعلی در عملکرد فرد تمرکز کنند و ممکن است به عوامل زیربنایی و ریشهای که در ایجاد مشکل سلامت روان نقش داشتهاند، توجه کامل نداشته باشند.
- ممکن است تصویر کلی را نبیند: این رویکردها بر تغییر رفتار خود فرد متمرکز هستند، اما گاهی به این موضوع که شرایط محیطی و روابط بینفردی چگونه ممکن است در ایجاد مشکلات فرد نقش داشته باشند، نمیپردازند.
شروع رفتاردرمانی
اگر به رفتاردرمانی علاقه دارید، این مراحل را برای بهرهمندی حداکثری طی کنید:
- یک درمانگر رفتاری پیدا کنید: مشاوران، روانشناسان، روانپزشکان و مددکاران اجتماعی میتوانند این درمان را ارائه دهند.
- درخواست معرفی کنید: اگر نمیدانید از کجا شروع کنید، از پزشک خانواده خود بخواهید شما را به متخصص ارجاع دهد.
- بیمه خود را بررسی کنید: بررسی کنید که آیا طرح بیمه شما رفتاردرمانی را پوشش میدهد و سقف جلسات آن چقدر است.
- هدفگذاری کنید: پس از شروع، اهداف خود را با درمانگر در میان بگذارید. دانستن اینکه به دنبال چه دستاوردی هستید به ایجاد برنامه درمانی مؤثر کمک میکند.
- مشارکت فعال داشته باشید: برای اینکه رفتاردرمانی مؤثر باشد، باید نسبت به مشارکت فعال در فرایند درمان متعهد باشید.
خدمات کلینیک توانبخش رسش برای درمان اختلالات رفتاری
تکنیکهای مختلفی برای درمان و اصلاح رفتارهای منفی بیماران وجود دارند. این تکنیکها متناسب با بیماری، شدت، ویژگیهای شخصی و ... انتخاب میشوند. یکی از خدمات کلینیک توانبخشی رسش کمک به بیماران مختلف برای درمان اختلالات سلامت روان است. درمانگران دلسوز و باتجربه این مرکز با کمک روشهای مختلف رفتار درمانی به اصلاح رفتارهای منفی و نامطلوب بیماران میپردازند. آنها در طول جلسات درمانی، رفتارهای بیمار را بررسی میکنند و براساس شرایط او روش درمانی را پیشنهاد میدهند. در برخی موارد درمانگر با ترکیب تکنیکهای مختلف به درمان بیمار میپردازد. ترکیب روشهای درمانی در بسیاری از موارد باعث سرعت بخشیدن به درمان و بهبود مؤثرتر شرایط بیمار میشود. بنابراین اگر فکر میکنید خودتان یا یکی از عزیزانتان از اختلالات رفتاری رنج میبرید، به مرکز ما مراجعه کنید و از خدمات کادر درمانی ما بهرهمند شوید.
جهت دریافت مشاوره رایگان برای درمان اختلالات مختلف و رزرو وقت می توانید با شماره های 09362020364، 02166013282 و یا شماره واتساپ 09364904632 تماس حاصل فرمایید. کلینیک رسش همیشه درکنار شما و پاسخگوی شماست.
منابع

